تبليغاتX
همین جا روی زمین

همین جا روی زمین

*هی او به شمشیر عدم من را جراحت می زند

هی من جراحت می خورم،هی من جری تر می شوم

*رفیع جنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 21:19  توسط علی  

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 11:30  توسط علی  

من دیشب در یک کشف و شهود جدید متوجه شدم یکی از ص.کصی ترین صداها صدای باز شدن یک کمربند است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:46  توسط علی  

امروز عصر با یکی از دوستام توی خیابون قدم می زدیم یه دفعه گفت دقت کردی چقد این پسرایی که شورتشون از شلوارشون زده بیرون چقد چندشن؟من هم گفتم:من زیاد آدم مارک بازی نیستم پس نمیتونم بگم بستگی به مارک شورتی داره که پوشیده ولی بستگی به میزان جذابیت و ص.ک.صی بودن خود اونی داره که اینجور لباس پوشیده....بعد از این حرف من یه چهار پنج دقیقه ساکت شد تا دوباره شروع کنه به حرف زدن.احتمالن توی ذهنش گفته این(یعنی من) عجب آدم منحرف و هیزیه.
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 20:15  توسط علی  

antichrist1

از راست:شارلوت کینزبورگ(بازیگر )لارس فون تریه(کارگردان)ویلم دافو(بازیگر)

این جناب لارس فون تریه عجب ذهنی داره.همین باعث میشه همیشه منتظر فیلم جدیدش باشم.از بعد جشنواره کن امسال که اولین نمایش این فیلم  اونجا بود منتظر بودم دی وی دیش رو زودتر ببینم.دیشب بالاخره انتظار تموم شد و من هنوز گیج و منگ و مبهوتم و منتظرم عصر برم خونه برای دفعه ی دوم ببینمش.سکانس اولش که به نظر من یکی از بهترین و غافلگیر کننده ترین سکانس های آغازین فیلم بوده که تا حالا دیدم.پر از خلاقیت و میزانسین دقیق و حساب شده و نور پردازی خیره کننده به همراه موسیقی عالی و ....خلاصه من هنوز گیجم.در جشنواره کن گذشته این فیلم نامزد دریافت نخل طلا شد و شارلوت کینزبورگ به خاطر بازی در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر زن در جشنواره کن شد.

اطلاعات بیشتر درباره فیلم

اطلاعات بیشتر درباره لارس فون تریه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 11:51  توسط علی  

بعضی وقتا باید پای حرفی که میزنی وایسی،شاید شبش فک کرده باشی دیگه لبریز شدی و این و ضع نمی تونه اینجور ادامه داشته باشه اونوقت زود خودتو لو میدی و صبحش میبینی ای وای نه نباید میفهمید نباید میگفتی.اونوقته که مث امروز من مث خر توی گل میمونی و نمیدونی کارت دست بوده یا نه؟

این کامنت خیلی خیلی برام ارزش داره ولی چون شاید صاحبش نخواد کسی بدونه نویسنده اش کی بوده همین جوری بدون اسم میذارم اینجا:

اما من هنوز علي قائدي خونم بالا نرفته. بايد حتما ببينمت. به جز شنبه و دو شنبه مي تونم بيام بيرون.

پ ن:خیلی خیلی مخلصیم خانوم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 9:57  توسط علی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 13:3  توسط علی  

من همه برنامه های شهرنوش پارسی پور در رادیو زمانه رو دانلود می کنم،بعد هم توی ام پی ۴ پلیر کپی می کنم هم توی کامپیوترم دارم و دوباره و ده باره و صدباره گوش میدم،حالا چقد حال میده وقتی"میم"پریشب جدیدترین برنامه رادیویی شهرنوش پارسی پور رو برای من دانلود کرده و با ۱۵ آلبوم موزیک دیگه واسم آورده.آی حال داد دیروز توی راه دانشگاه این برنامه دانلود شده توسط "میم" رو گوش دادن.

پ ن۱:با میرزا کسری یک ساعت تلفنی حرف زدم،و حالا این کم شدن میرزا کسرای خونم برطرف شد.

پ ن۲:کوآلا و ل؟معلومه حالا بعد از اینکه کلی دنبال هم گذاشتن و وسط این آپارتمان طبقه ی سوم مث زمین فوتبال دنبال همدیگه دویدن و همه جای خونه رو بهم ریختن و ظرفای غذا با غذای مونده در ظرف ها رو وسط هال روی میز جلوی مبل مونده و حتا به خودشون زحمت ندادن ظرفا رو ببرن آشپزخونه(شستن ظرفا پیشکششون)غیبشون زده و صداشون در نمیاد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 12:13  توسط علی  

امروز صبح که بیدار شدم میخواستم خونه رو تمیز کنم بعد تنبلی کردم و بی خیال شدم.حالا می بینم چه خوب شدم اینکارو نکردم.ظهر کوآلا اومد اینجا و بعدش هم خب معلومه ل میاد بالا و این دوتا بهم که میفتن برای بهم ریختن یه شهر کافی هستن.کاری میکنن که خونه تمیز شده تبدیل به خونه ای بشه که انگار بمب توش منفجر شده.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 11:56  توسط علی  

بعضی وقتا آدم بدجوری میرزا کسری ی خونش میاد پایین،حالا من از صبح اینجوریم و باید حتمن بهش زنگ بزنم و یا ببینمش.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 9:20  توسط علی